• بخش های پایگاه
  •  

     

    Publication *** Publication *** 2012 *** Le linguiste ETE 2 /2012 :, Revue internationale en Science du langage : ISSN 2251-97X

     

    ۲۸ مهر ۱۳۹۱

    Thèse de doctorat de AZARI NADJAF ABAD Allahverdi Réf: ISSN 2251-970X LE LINGUISTE ÉTÉ 2012, Hors-série 2 : LA STRUCTURE ACCENTUELLE ET RYTHMIQUE DU PERSAN MODERNE ET DE SES LANGUES DE CONTACT. Identifiant LE LINGUISTE ISSN 2251-970X, hors-série 2, été 2012 :364 pages- in8 – Disponible au format in8 couverture cartonnée, prix 25 euros+frais de transport. Publié sous la direction de Madame le professeur Anne Lacheret Professeur des Universités Paris Ouest Nanterre, Université Paris Ouest, Nanterre la défense, UFR LLPHI, Laboratoire MODYCO UMR 7114, Sciences du Langage.

    ۲۰ مرداد ۱۳۹۱

    به نام آنکه زیباست و زیبائی را دوست میدارد

    سر آغاز

    فصلنامۀ زبانشناس، مجلهای چهار زبانه و بین المللی است که به بررسیهای علمی و پژوهشی و تحقیقات دست اول در حوزۀ علوم زبان با همکاری علمی برخی از دانشگاههای معتبر جهان همّت گمارده است و تحقیقات و پژوهشها در ایران و در جهان شامل زمینههای گسترده نظری و علمی و تحلیلی زیر است:

    -زبانشناسی، آواشناسی، واجشناسی، تجوید، ترجمه و ترجمهشناسی، تربیت استاد زبان و مترجم،

    -بررسیهای فرهنگی و آئینی، زبان و طنز، آموزش و یادگیری زبانها و فراگیری تکلم زبان مادری کودکان،

    -کاربرد زبانشناسی در علوم دیگر، آموزش زبانهای زنده، بررسی ساخت گفتگو، نمایشنامه و داستاننویسی،

    -عروض و شعر شناسی، فرهنگ عامه، ادبیات کودکان و نوجوانان، ادبیات عامه و شفاهی و روانشناسی زبان،

    - بررسی لهجهها و گویشهای فلات ایران، جمعآوری قصهها، افسانهها، ضرب المثلها و جامعهشناسی زبان،

    -بررسی علمی کتب زبان، سرودههای مذهبی، صوت و آهنگ‌‌شناسی موسیقیائی نوحهها و سرودههای موزون،

    -بررسی علمی زبانهای رسمی، زبانهای شفاهی، آواشناسی، آهنگ و آهنگینهشناسی ترانهها و لالائیها،

    -بررسی زبانهای عامیانه، کوچه و بازار و گونههای زرگری، واجشناسی و ساخت تکیه در این گونههای زبانی،

    -بررسی زبان رسانهها، جامعهشناسی و مردمشناسی فرهنگی و کاربردشان در آموزش فارسی و زبانهای زنده،

    - بررسیهای تطبیقی دستور زبان و ادبیات ، انواع دو زبانگی، لکنت زبان، گفتار درمانی، مطالعه و شناخت کارکرد زبان در مغز،

    -فرهنگنویسی و بررسی نو آوریهای واژگانی، تمدن و ارائۀ نظریههای جدید زبانشناسی و عروض تطبیقی.

    در آغاز کار دو پیششمارۀ ویژه در فروردین و اردیبهشت۱۳۹۱ در برنامۀ چاپ قرار دادیم. هر دو شماره را در قلمرو زبان فارسی، ترکی و فرانسه و ترجمه با دو عنوان متفاوت به زیور چاپ آراستیم تا بتوانیم میدان تلاشهای علمی و پژوهشی آیندۀ فصلنامۀ زبانشناس را گویاتر مشخص کنیم. موضوع اصلی این شمارۀ ۲ تابستان ۱۳۹۱ علاوه بر چند مقالۀ علمی، پیرامون آموزش سمعی و بصری ساخت یکپارچۀ زبان فرانسه و فارسی شکل گرفته است. پیش‌شمارۀ دوم هم به شناخت علمی ساخت تکیه و آهنگینههای زبان فارسی و زبانهائی اختصاص یافت که طی قرنهای گذشته با زبان فارسی در تماس بودهاند و هنوز هم در تماس هستند. زبان اصلی پیششمارۀ اول را فرانسه و فارسی انتخاب کردیم و زبان پیششمارۀ دوم فقط زبان فرانسه است تا بتوانیم مشکلات آموزش زبان فارسیو ساخت تکیۀ زبان فارسی و زبانهای در تماس با آن را بهتر و با شیوهای کاملاً علمی به جامعۀ علم زبانشناسی فرانسوی زبان در جهان بشناسانیم:

    - مشکلات آموزش زبان فارسی پایه به زبان پژوهان چینی تبار و راه حلهای علمی

     و بررسی اجمالی تفاوتهای زبان چینی و زبان فارسی و چند مقاله به زبان فرانسه و فارسی،

    - La structure accentuelle et rythmique du persan moderne et de ses langues de contact.

    فصلنامۀ زبانشناس آمادگی کامل دارد در صورت دریافت نوشتههای علمی طولانی چه تکنگاری، چه مجموعه مقالات، چه گزارشات صرفاً علمی، چه بررسیهای علمی به زبانهای فارسی، عربی، ترکی، فرانسه و حتی دیگر گویشها و لهجههای فلات ایران خارج از معمول برای علاقمندان به زبان و فرهنگ فلات ایران به صورت پیوست فصلنامۀ زبانشناس یا ویژهنامه منتشر نماید. در هر صورت، زبان مقالهها، تکنگاریها، تحلیل و نقدها و قصهها و هرگونه گزارش علمی، فرهنگی و آئینی میتواند همزمان به یکی از زبانهای فصلنامۀ زبانشناس به زبان ترکی، فارسی، فرانسه یا عربی باشد.

    اعضای هیئت تحریریه و هیئت علمی فصلنامۀ زبانشناس از استادان برجستۀدانشگاههای معتبر دولتی فرانسه، الجزائر، عراق، گرجستان و ایران به شرحی که در زیر آمده، با فصلنامۀ زبانشناس همکاری علمی دارند و هر کدام از اعضاء در یکی از شمارههای فصلنامه ـ بسته به اعتبار علمی و دانشگاهی و تخصّصشان ـ سر دبیر مهمان خواهند بود. هیئت تحریریۀ فصلنامهبینالمللیعلمی، پژوهشیو تحلیلی چهار زبانهزبانشناس در حوزۀ زبان فارسی، ترکی، عربی و فرانسه به شرح زیر است:

    الف) استادان اهل قلم دانشگاههای اروپا، آفریقا و آسیا

    1.               Madame le professeur Mary-Annick Morel "Professeur émérite, université de Paris 3 – Sorbonne Nouvelle".

    2.               Madame le professeur Anne Lacheret Professeur des Universités Paris Ouest Nanterre, Université Paris Ouest, Nanterre la défense, UFR LLPHI, Laboratoire MODYCO UMR 7114, Sciences du Langage

    3.         Madame le professeur Akhvlediani Tsiuri, Université d’Etat de Tbilissi, faculté des langues et de la littérature de l’Europe.

    4.               Madame le professeur Kéthy Gabounia, Chef du Département des Langues Romanes, l’Université d’Etat Ivané Djavakhichvili de Tbilissi

    5.         Madame le Professeur Kétévan Djachy, Professeur Titulaire du Département de Romanistique à l’Université Ilia de Tbilissi, Chevalier dans l’Ordre desPalmes académiques.

    6.         Jean-Luc Minel, professeur des universités, directeur du Laboratoire Modyco, UMR 7114 Université Paris Ouest Nanterre la Défense CNRS- Université Paris Descartes.

    7.               Prof. Dr. Aoussine SEDDIKI"Sciences du Langage et Didactique de l’Allemand"Directeur du Laboratoire de Recherche Scientifique : "Traduction et Méthodologie – TRADTEC" – Université d’Oran.

    8.         Dr. Mohammad Zuhair Zaidan, professeur de littérature, Directeur des services scientifiques et des relations culturelles. Université de Mossoul –Irak.

    ب) استادان اهل قلم دانشگاههای ایران

    1.          دکتر محمد رضا راشد: استادیار زبان و ادبیات فارسی،

    2.          دکتر رضا اشرف زاده: استاد زبان و ادبیات فارسی و عرفانی،

    3.          دکتر مریم جهانتیغ: دانشیار زبان و ادبیات فارسی، ،

    4.           دکتر محمد بارانی: دانشیار زبان و ادبیات فارسی، ،

    5.          دکتر محب علی آبسالان: استادیار زبان و ادبیات عرفانی،

    6.          دکتر مهدی محمدی نیا: استادیار زبانشناسی همگانی و آموزش زبان ،

    7.          دکتر محمد علی غلامی نژاد: استادیارزبانو ادبیات فارسی و آموزش فارسی،

    8.          دکتر کرمعلی قدمیاری: استادیارزبانو ادبیات فارسی و متخصص زبان ترکی،

    9.          دکتر شهر زاد ماکوئی: استادیار زبان و ادبیات فرانسه، متخصّص زبان ترکی،

    10.      دکتر آنِت آبکه: استادیار زبان و ادبیات فرانسه، متخصّص زبان ارمنی،

    11.      اللهوردی آذری نجفآباد:دکتر در علوم زبان: زبانشناسی و آواشناسی همگانی، متخصّص روشهای سمعی وبصری آموزش زبان فارسی و فرانسه، زبانآموزی، پدید آورندۀ کتابهای آموزش زبان فارسی، فرانسه و عربی، نویسنده و مترجم در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان و متخصّص آموزش زبانهای زنده: ترکی، عربی، فرانسه و فارسی.

     

     

    ۰۲ مرداد ۱۳۹۱

     

    مطالب فصلنامه زبانشناس شماره ۱ بهار ۱۳۹۱

     

    1) مقالات فارسی

    توصیف واج‌ ها و هجاهای لهجۀ مَکّرانی-لاشاری در زبان بلوچی۱۱
    بررسی نقش و کارکرد تمیز اسنادی در زبان فارسی ۳۵
    بررسی واژگان گویش کُرته متداول در قلعه‌ گنج ۵۷
    تاجر تو چه تجارت می‌ کنی؟ بررسی ساخت‌آوائی بازی‌ های کلامی در الگوهای گفتاری ۷۱
    حرف زدن چیست و چگونه باید خوب فارسی حرف زدن یاد بدهیم؟۹۵

     

    2) مقالات فرانسه

    La logique des devinettes : structure, sens, texte 3
    Stabilité et variations des éléments phonotactiques dans des langues romanes 13
    Les fondements théoriques de la narratologie 21
    Les stratégies de lecture en FLE 29
    Les aspects linguo-culturels de la communication phatique en français, en espagnol et en géorgien45
    L’étude comparée des paronymes en français et en géorgien57

    فصلنامۀ زبانشناس/ دیلچی/ الألسنی/LE LINGUISTE

    هیئت تحریریۀ فصلنامۀ بین المللی در علوم زبان چهار زبانۀ زبانشناس

    دکتر محمد رضا راشد محصل : استادیار زبان و ادبیات فارسی،

    دکتر محمد بارانی: دانشیار  زبان و ادبیات فارسی،

    دکتر مریم جهان تیغ: دانشیار  زبان و ادبیات فارسی،

     

    دکتر رضا اشرف زاده: استاد زبان فارسی و ادبیات عرفانی دانشگاه آزاد

    دکتر محب علی آبسالان: استادیار زبان وادبیات عرفانی،

    دکتر کرمعلی قدمیاری: استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه،

    دکتر مهدی محمدی نیا: استادیار زبانشناسی همگانی  و آموزش زبان،

    دکتر محمد علی غلامی نژاد: استادیارزبانوادبیات فارسی و استاد آموزش فارسی،

    دکتر شهر زاد ماکوئی: استادیار زبان و ادبیات فرانسه، متخصّص زبان ترکی ،

    دکتر آنت آبکه: استادیار زبان و ادبیات فرانسه، متخصّص زبان ارمنی .

    صاحب امتیاز: الله وردی آذری نجفآباد، مدیر خانۀ زبان و فرهنگ

    مدیر مسئول: الله وردی آذری نجفآباد

    سر دبیر مهمان : دکتر کتوان جاشی استاد دانشگاه ایلیا- تفلیس

    سر دبیر: دکتر مهدی محمدی نیا استادیار دانشگاه ولایت ایرانشهر

    معاون سر دبیر: مهندس زبانشناس مریم رحیمی کارشناس ارشد زبانشناسی همگانی

    مدیر اجرائی: سّید حیدر بیات

    مدیر داخلی و فروش: حسین فتاحی

    سر ویراستار زبان فارسی و ترکی : فتح الله ذوقی
    حروفچینی و صفحهآرائی : مریم محمدی

    مدیر برنامه ریزی رایانهای و تحلیل صوت: مهندس حامد برهانی

    مدیر فروش خارج از کشور: مهندس محمّد آذری نجف‌آباد

    ناشر: الله‌ وردی آذری نجف‌آباد، خانۀ زبان و فرهنگ با همکاری سر زمین سبز و آئینۀ اندیشه

    برقنامۀ اشتراک و پایگاه خانۀ زبان و فرهنگ:

    www.zabanvafarhang.com, www.le-liguiste.com, www.zabanvafarhang.ir, lcfeniran@gmail.com

     

    ۲۹ خرداد ۱۳۹۱

     

    به نام  آن­ که زیباست و زیبائی را دوست می ­دارد.
    به قلم : الله وردی آذری نجف ­آباد
    دکتر در علوم زبان: زبان شناسی و آواشناسی همگانی

    متخصص روش­ های سمعی و بصری و زبان آموزی 

    مدیر

    خانه زبان و فرهنک

    مدیر مسئول فصلنامه زبانشناس

    صاحب امتیاز فصلنامه زبانشناس

    www.zabanvafarhang.com

    www.zabanvafarhang.ir

    lcfeniran@yahoo.fr

    zaban1001@gmail.com

    www.le-linguiste.com

    www.le-linguiste.ir

     

    مشکلات آموزش زبان فارسی پایه به زبان‌ پژوهان چینی‌ تبار و راه حل های علمی

     و بررسی اجمالی تفاوت های زبان چینی و زبان فارسی

    چکیده

    در این مقاله تلاش شده است به واج آرائی، ساخت آهنگینه‌ ها و ضرب آهنگ های زبان فارسی و ساخت زبان چینی توجه شود و تفاوت نواخت های چهارگانۀ هجا در زبان چینی و ساخت تکیه در کلمات زبان فارسی و ضرب آهنگ های آن مورد بررسی علمی قرار گیرد. شیوه‌ های دستیابی به یادگیری تند و شتابان زبان فارسی با روش سمعی و بصری ساخت یکپارچۀ تخته نور افشان و شیوۀ گنجواژۀ زبان چینی و تداخل های دو زبان تجزیه و تحلیل شود و سر انجام دشواری های آموزش فارسی به زبان پژوهان چینیتبار و آفریقائی مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد که چگونه باید زبان‌پژوهان را هم به سوی حرف زدن، بیان آزاد و حفظ گفتگوهای روزمره و خودیسازی و تملک ساختهای زبانی، تمللک پدیده‌های زبر زنجیری کلام و ساختهای صرفی و نحوی بکشانیم  و آنان را  به سوی بیان آزاد و درست ادا کردن  تکیه‌های کلمات در جمله و در گروه کلمات و آهنگهای افتان و خیزان جمله‌های زبان فارسی سوق دهیم.

    کلید واژه‌ها

     پدیده‌های زبر زنجیری آهنگ افتان و خیزان، تکیه، آموزش زبان فارسی، روش سمعی و بصری ساخت یکپارچه، زبان چینی، نواختهای چهارگانه (نواخت بلند و تخت، نواخت خیزان، نواخت افتان-خیزان و نواخت افتان)، غربال صوتی، تداخلهای زبانی و تفاوتهای فارسی و چینی.



     

    مسلم است که زبان‌پژوهان چینی و آفریقائی[1] به ایران آمدهاند به این امید که فارسی یاد بگیرند، آنان در مدّت اقامت خود در ایران، چارهای جز فارسی آموختن ندارند. بنا بر این، سوال اساسی این است که در طول آموزش زبان فارسی، چه امکان علمی و چه شیوۀ آموزشی باید در اختیار این دسته از زبانپژوهان قرار گیرد تا در جریان و امر یادگیری زبان فارسی نه تنها دلسرد نشوند بلکه فارسی حرف زدن را با علاقه و اشتیاق دنبال کنند.

    بر خلاف زبان فرانسه و اکثر زبانهای زنده، زبان چینی زبانی است نواختدار. هر کلمۀ تک هجائی در زبان چینی با چهار نواخت مختلف ادا میشود و هر نواخت هجائی معنی مختلفی دارد. حال آنکه زبان فارسی همچون فرانسه، زبان نواختدار نیست و زبانی است تکیهبر. طبق قاعدۀ کلّی، کلمه‌های فارسی اگر فعل باشند، اغلب تکیۀ اغازین دارند و اگر اسم، مصدر یا صفت و قید باشند به جز چند استثناء همه تکیۀ پایانی میگیرند[۲]. به طور کلی کلمههای فارسی در اغلب موارد در بافت جمله تکیه دارند[۳]. گاهی این تکیهها در جمله تکیۀ اصلی کلمه باقی میمانند و گاهی نیز به تکیۀ دوم بدل میشوند. اما هجاها در زبان چینی در بافت جمله همواره نواخت هجائی خود را حفظ میکنند و گاهی نیز از ترکیب و در کنار هم قرار گرفتن نواخت هجاها در بافت کلام نیم نواختهای دیگری در بافت جملۀ چینی پدیدار میشود .

    شمار واجهای زبان چینی با توّجه به چهار نواخت بیشمار است. به طور مثال اگر فقط به سه حرف آخرالفبای x, y, z زبان چینی که شصت و هشت ترکیب هجائی دارد، توجّهکنیم، میبینیم که اگر چهار نواخت زبان چینی در این الفاظ پیاده شود، تعداد هجاهای واجگونۀ نواختدار این سه حرف به بیش از چند صد صوت مختلف با نواختهای مختلف میرسد. بهعنوان نمونه در اینجا فقط، تغییرات معنائی دو لفظ تکهجائی و را آوردهایم که خود شامل هیجده ساختواژه (صفت، اسم، فعل و قید) و دارای بیش از سی معنی مختلف است :



    [1] در یک کلاس آموزش مکالمۀ فارسی سمعی و بصری بیست و دونفر زبان‌پژوه شرکت داشتند که چهار نفر آفریقائی فرانسه زبان و بقیۀ زبان پژوهان همه چینی تبار بودند. این گروه قبلاً در یک دورۀ آموزش فارسی سنتی فشرده با خط فارسی آشنائی پیدا کرده بودند. این عده اصلاً قادر به حرف زدن فارسی نبودند. درک شنوائی آنان بسیار اندک بود ولی همه به یادگیری زبان فارسی علاقه شدیدی داشتند تا بتوانند با فارسیزبانان ارتباط بر قرار کنند.

    [2] Allahverdi Azari Nadjaf Abad, La structure accentuelle et rythmique du persan moderne et de ses langues de contact. Thèse de docorat, soutenué le 18 Mars 2010, à l’Université Paris Ouest Nanterre La Défense.

    [3]در بافت دو جمله "مرده بدم، زنده شدم" دو کلمۀ مرده و زنده و استثناً دو صیغۀ ماضی بدم و شدم تکیه پایانی دارند که تکیۀ دو کلمه، تکیۀ اصلی تکیه نخستین و تکیۀ صیغههای فعلی تکیۀ ثانوی یا تکیه دومین است. رجوع کنید به علی محمد حق شناس آوا شناسی (تکیه: ۱۲۲-۱۲۴) انتشارات آگاه 1356.

     

     

    برای مطالعه ادامه این مقاله این جا کلیک کنید.

     

    همچنین می توانید این مقاله را در پیش شماره ۱ فصلنامه زبانشناس مطالعه فرمائید.

     

    برچسب :
    ۲۶ دی ۱۳۸۹

     

     

    حرف زدن چیست و چگونه حرف می‌زنیم[۱]

     

    با آن که رابله[۲] توانسته بود بگوید خنده خاص انسان است، ولی ظاهراً باز هم نیروی تکلم[۳] (= نیروی گویایی، قوة ناطقه) انسان را در رابطه با انواع موجودات زنده، به روشنی مشخص‌تر می‌کند. در گوشه و کنار جهان و در هر گونه شرایط اقلیمی و محیط اجتماعی، هر چند که نامناسب هم بوده باشند، هر کودکی در طول چند سال اول زندگی قادر می‌شود به زبان اجتماع پیرامون خود حرف[۴] بزند. چنین می‌نماید که از این قانون فقط کودکان کرولال مستثنی باشند که از بدو تولد بر اثر مبتلا شدن به کری محض، کرولال شده‌اند.

    در عوض، پیداست که بهرة هوشی[۵] با این نیروی غریزی

    (faculté innée) ارتباط چندان زیادی ندارد و این مساله نیز به اثبات رسیده که تکلم خاص انسان است و چیزی است که کودن‌ترین انسان‌ها را به خوبی از تیزهوش‌ترین میمون‌ها متمایز می‌کند.[۶] البته باید توجه داشت که ظاهراً پیچیدگی نسبی نظام زبان آموخته شده در مدت زمانی که برای تسلط یافتن بر این نظام زبانی لازم است، دست کم بر صورت گفتاری

     (forme parlée) آن زبان هیچگونه تأثیری ندارند.

    در این جا هرگاه، سخن از تکلم به میان می آید، بی‌گمان مقصودمان در معنی محدود کلمه تکلم یا « زبان انسان[۷]»  است. در حقیقت، به معنای وسیع‌تر طریقة برقراری ارتباط، انسان در این استعداد با تمام صورت‌های زیست موجودات جاندار سهیم است:

    از پست‌ترین نوع جانوران ( مانند باکتری‌ها و تک یاخته‌ای‌ها) گرفته که به عقیدة زیست شناسان این موجودات قادرند در برابر شبکه‌هایی از محرک‌های حاصله از فعالیت‌های موجودات همسان خود واکنش و بازتاب نشان دهند[۸]، تا تحول یافته‌ترین انواع آن‌ها که به نظام‌های بصری یا صوتی بسیار دقیق و ظریف برقراری ارتباط[۹] مجهزند. در این رابطه، دربارة زنبورهای عسل با پژوهش‌های ارزندة ک. فن. فریش[۱۰] (K.VON.FRISCH) و درباره زبان «دلفین‌ها» با یافته‌های شگفت انگیز پژوهشگران آمریکایی آشنایی داریم[۱۱].

    بنابراین، تکلم یا زبان انسان، این وسیله‌برقراری ارتباط انسانی با این صورت‌های گوناگون برقراری ارتباط جانوران[۱۲] چه تفاوتی دارد؟ جواب این سؤال آسان نیست. و مسلماً در پاسخ به آن تنها بسنده نیست بگوییم که تکلم انسان صورتی شفاهی[۱۳] دارد و حتی این که تکلم با «غلت دادن» علایم صوتی (یا تحریر صداها) مشخص می‌شود، زیرا در آن صورت، پرندگان نیز با استفاده از صداهایی که می‌شنوند و مجموعة نامحدودی از صداها که در اختیاردارند، قادرند «آواز و فریاد» خود را «غلت» دهند. اما آنچه دربارة تکلم یا زبان انسان بی‌همتا است و آن را  از «زبان‌های[۱۴]» دیگر متمایز می‌کند، بی‌شک غنی بودن بی‌اندازة زبان در عین محدودیت ابزاری است که به کار می‌گیرد. در همین جاست که دقیقاً باید بین یک قالب علایم ساده (مجموعة علایم ساده[۱۵] ) و زبان طبیعی کاملاً تمایز قایل شد. مثلاً قالب علایم راهنمایی و رانندگی جاده‌ها[۱۶] مرکب است از یک سلسله نمادهای  symbolesمحدود که هر کدام اطلاعی دقیق به راننده می‌دهند. امکان ترکیب پذیری این نمادها با هم به منظور ایجاد پیام‌های جدید بسیار ناچیز و تعداد پیام‌های امکان پذیر آن محدود و بسیار کم است. در مورد قالب دریانوردی[۱۷] نیز وضع همین است، هر چند که نمادهای علایم دریایی پرداخته و مدون‌تر می‌باشد و هر کدام شامل جمله‌ای واقعی است. زیرا وقتی دو بیرق روی هم قرار گیرند یا کنار هم قرار گرفته باشند، معنی پیام به کلی فرق می‌کند.

     بنابراین تا اندازه‌ای که بتوان در این باره دست به قضاوت زد، بی‌تردید وضع زبان جانوران، حتی پیشرفته‌ترین آن‌ها نیز به همان منوال است.

    وقتی زبانی از شماری محدود نماد بهره می‌جوید، آن زبان نیز به منزلة قالب یا مجموعة علایم محسوب می‌شود.البته با ید توجه داشت که این گونه نمادهای زبانی نسبت به یکدیگر قدرت ترکیب‌پذیری غیر محدودی دارند و به خاطر همین ترکیب پذیری[۱۸] بیش از حد غنی و پربار و پیچیده علایم زبانی است که زبان انسان از زبان‌های دیگر مشخص می‌شود و در معنی دقیق کلمه تنها شایسته اطلاق نام «زبان» (= تکلم langage) می‌گردد.

    اگر انسان، در میان طبقة جانداران تنها جانداری است که به این وسیلة ارزشمند برقراری ارتباط مجهز است و توسط آن می‌تواند با همنوعان خود ارتباط برقرار کند، به خاطر آن است که آدمی دارای خصیصه‌های زیستی و مغزی خاصی است دستگاه واک سازی[۱۹] (تار آواها، زبان، لبها، دهان و حفره‌های بینی) آدمی به او اجازه می‌دهند تا در حدود صدها صوت مختلف تولید کند که طبق قانون صرفه‌جویی و اقتصاد زبان‌[20] که در صفحات بعد بررسی خواهد شد، آدمی فقط می‌تواند از تعداد بسیار محدودی از این اصوات بهره‌جوید. عده‌آی از مؤلفان ( پژوهندگان) اعتقاد دارند که آهنگ نفس کشیدن(rythme respiratoire) با قوة تکلم او بیگانه نیست. با آن که قدرت شنوایی انسان کمتر از قدرت شنوایی گروهی از حیوانات نیست، اما همین اندازه قدرت شنوایی محدود برای آدمی کافی است تا بتواند به راحتی در میان امواج بسامدی[۲۱] آن دسته از بسامدهایی را که مربوط به گفتار انسان است، تمیز دهد. بی‌تردید انسان از بدو تولد از توانایی یا استعداد تقلیدی خارق العاده‌ای برخوردار است و همچنین از نظر مغز، انسان حافظه‌ای دارد که بدون آن فعالیت‌های زبانی اصولاً غیر ممکن می‌بود و البته انسان از توانایی‌‌های بی‌نهایت اسرار آمیزی نیز که بعداً بررسی خواهیم کرد، سود می‌جوید.

    چنانچه آدم ناآشنا ( به این مسایل) اشاره می‌کند که فلان فرد یا فلان شخص ( بی‌آن که توانش زبانیcompétence  آنان در نوشتن آن زبان‌ها در مدنظر باشد) به چهار یا پنج زبان حرف می‌زند، گفته‌اش اتفاقی نیست و بازتاب واقعیتی عمیق است: زبان اساساً از اصوات سازمان یافته‌ای ساخته شده و عده‌ای می‌گویند که زبان سخن ملفوظ (parole articulée) است. هر چند غالب انسان‌ها هوشمندند و برای زبان خود خط اختراع کرده‌اند و نوشتن به آنان اجازه داده است تا از فواصل دور با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و پیام‌های خود را به صورت نوشته به نسل‌های آینده انتقال دهند، ولی این نکته هم کاملاً طبیعی است که هر زبانی در آغاز، به صورت گفتاری بوده است. باید توجه داشت در میان سه هزار و چند صد زبانی که در گوشه و کنار کره زمین به آنها تکلم می شود، هنوز صدها زبان وجود دارند که تاکنون به صورت نوشته درنیامده‌اند.

     البته زبانی هم که عملاً فقط به صورت نوشته وجود دارد، آن را زبان مرده می‌نامیم. در سال ۱۹۲۸ میلادی وقتی دولت وقت ترکیه تصمیم به عوض کردن خط زبان ترکی گرفت و سرانجام خط لاتین با افزوده شدن چند علامت و نقطه روی حروف[۲۲] لاتین جانشنی خط قدیم (عربی) شد.

    در اصل از زبان ترکی به خاطر تغییر خط چیزی عوض نشد. بنابراین باتوجه به آنچه از نظر گذشت، حرف زدن چیست و چه مفهومی دارد؟ در جواب سؤال بالا باید گفت که حرف زدن به یک زبان، یعنی این که آدمی قادر باشد تعداد محدودی از واحدهای آوایی (واج‌های زبانی برحسب زبان‌های گوناگون بین سی تا شصت واج در تغییر است) زبان محیط اجتماعی خود را با هم ترکیب کند، به نوعی که زنجیره صوتی[۲۳] حاصل از ترکیب بعضی اصوات زبان جمله‌ای تشکیل دهد که برای شنوندگان همان گروه اجتماعی همزبان (جرگة زبانی، جماعت همزبان[۲۴]) معنی‌دار باشد، برای این منظور، گوینده نه فقط لازم است تقابل‌های[۲۵] ویژه زبانی را که به آن حرف می‌زند در گفته‌هایش رعایت کند، بلکه باید از گنجینه واژگان ( واحدهای واژگانی) تصدیق شده آن نیز سود جوید و بالاخره حرف زدن آن است که گوینده قواعد نحوی مشخص آن زبان را به دقت در سخن گفتن به کار بندد. بدین ترتیب می‌بینیم که در هر زبانی سه عنصر سازنده یا آمیزه[۲۶] نظام واجی زبان (= واجگانun système phonologique) واژگان un lexie و نظام نحوی زبانsystème syntaxique   قابل تمایز است. بدیهی است که در میان این سه عنصر سازنده زبان، آمیزه نظام واجی ( واجگان) زبان بار معنایی ندارد. با آن که گاهی شاعران در سرودن اشعار خود هنر می‌آفرینند و با واکداری       sonorité مصوت یا صامتی به آرایش لفظی می‌پردازند تادر خوانندگان خود این یا آن احساس را برانگیزند، ولی این شیوه آرایش لفظی هیچگاه به ما اجازه نخواهد داد که به آن واج‌های معنایی مشترک و دقیق بدهیم. مثلاً، وقتی در دو بیت شعر زیر، که غالباً درنقل قول‌ها ذکر و با هم مقایسه می‌شوند، آیا می‌توان گفت که صامت صفیری[۲۷] S معنی‌دار است؟

    Pour qui sont ces serpents qui sifflent sur vos têtes?

    Les souffles de la nuit fottaient sur Galgala.[28]

     

    و اما واج‌ها ( واکه‌ها و همخوان‌ها یا مصوت‌ها و صامت‌ها) در ترکیب واحدهای معنی‌دار زبان، نقش تمایز دهنده[۲۹]اساسی دارند. مثلاً دو کلمه [ry] « کوچه» و [ru] « چرخ» در زبان فرانسه محتوای معنایی واحدی ندارند، همان طور دو کلمه [∫ip] « کشتی» و [∫i:p] « گوسفند» در زبان انگلیسی[۳۰]! آنچه مهم می‌نماید، این است که در میان هزاران صوت که دستگاه واکسازی ( تارآواها، زبان، دهان و حفره‌های بینی) انسان قادر به تولید آن‌هاست، هر زبانی فقط کم و بیش از ۴۰ واج تمایز دهنده[۳۱] استفاده می‌کند که البته در این جا گونه‌های آواشناسی محض[۳۲] ( واج گونه‌ها) که تعدادشان زیاد است و در تغییر محتوای پیام هیچگونه تأثیری ندارند، در نظر گرفته نشده است. این مسأله همان قانون معروف صرفه‌جویی و اقتصاد زبان است. در صورت نبودن این قانون تصور کنید تولید و کاربرد و تسلط بر چند صد صوت، چه مشکلاتی برای انسان فراهم می‌آورد؟ لازم است به اصل بالا این نکتة ساده نیز افزوده شود و آن این که هیچ زبانی قادر نیست از تمام امکانات ترکیب واج‌های خود که از لحاظ تئوری امکان پذیر می‌باشد، استفاده کند. مثلاً سه واج [d] ، [i]،[r] را در نظر می‌گیریم. زبان فرانسه قادر است آن سه را با هم ترکیب کند و از آن‌ها چهار ترکیب (تک هجایی) [dir]، [rid]، [ird]، [rdi] را بسازد. در میان این چهار ترکیب دو گروه صوتی [ird]، [rdi] در زبان فرانسه فاقد معنی است، یعنی این دو هیچکدام در معنی مستقل به کار نرفته‌اند.[۳۳].

    نقش تمایز دهندة واحدهای صوتی (مصوت‌ها و صامت‌ها) که زنجیرة کلام را می‌سازند، بر تعدادی مشخصة تمایز دهنده متکی است که اهل زبان le sujet parlant خیلی زود از آغاز طفولیت آن‌ها را می‌آموزد و همه را به صورت جفت paires در تقابل با هم تولید می‌کند. بسیاری از زبان‌ها به سبب حضور مشخصة واکداری (voisement) و عدم حضور مشخصة بی‌واکی (ارتعاش تارآواها) بین صامت [b] و صامت[p] تمایز می‌دهند. فرانسوی‌ها به راحتی و بی هیچ زحمت دو کلمة beau و bon را از این جهت از هم تمایز می‌دهند که وجود مشخصة غنه‌ای و غیر غنه‌ای مصوت [o] و [õ] در آن دو تمایز دهنده است، بدین معنی که مصوت کلمة اول [bo] غنه‌ای ( خیشومی) نیست و حال آن که مصوت کلمة دوم [bõ] غنه‌ای است. به یک مثال دیگر توجه کنیم. فرانسویان باز هم با گرد کردن لب‌های خود از راه تولید مصوت کلمة vie « زندگی» [vi] به تلفظ مصوت کلمة vu «دید»[vy] دست می‌یابند که در تلفظ مصوت [y] قسمت بالای زبان به عقب دهان کشیده می‌شود. به عبارت دیگر،‌از نظر تولید (articulation)، مشخصه‌های تمایز دهندة فوق به طرز کار قسمت‌های مختلف اندام‌های گویایی که برشمردیم، ارتباط پیدا می‌کند. از نظر شنوایی، بررسی فیزیکی صوت (آکوستیک) نشان داده است که همین تلفظ ( تولید و تجزیه)‌های گوناگون با بسامدهای مختلف همراه با صداهای مرکب تعبیر می‌شود و گاهی نیز مشتمل بر اختلال یا خشه bruits هایی است که در اثر عبور هوا از حفر دهان ( در اثر لغزش، سایش، لرزش، بندش و انفجارها)[۳۴]به وجود می آید. مهم این است که هر زبانی در نظام واجی ( واجگان) خود به تقابل‌ها (oppositions) چندی نیاز دارد و آن تقابل‌ها را انتخاب می‌کند. مثلاً در زبان فرانسه امتداد یا دیرش مصوت‌ها[۳۵] از مشخصه‌های معتبر به شمار نمی‌آید ( معتبر pertinant به مفهوم برجسته کننده و بارز و تغییر دهندة معنی‌ آمده است) حال آن که همین مشخصه، یعنی دیرش مصوت در زبان انگلیسی دارای  نقش معتبر است. به این مثال هم توجه کنیم، زبان فرانسه در دو کملة  rire« خندیدن» و    lire« خواندن» دو واج آغازین [r] و [i] را از هم تمایز می‌دهد. اما ژاپنی‌ها قادر نیستند تفاوت این دو را از هم تشخیص دهند، زیرا تقابل واج‌های [r] و [i] در زبان ژاپنی معتبر نیست. زبان تایلندی[۳۶] برحسب باز شدن لب‌ها با حالت انفجاری یا غیر انفجاری، دارای دو نوع واج [p] کاملاً متفاوت است. اما وقتی به زبان فرانسه صحبت می‌کنیم، همین پدیده پی در پی در صحبت‌هایمان رخ می‌دهد و گاهی واج [p] با حالت انفجاری تولید می‌شود و گاهی بدون انفجار شنیده می‌شود ولی هرگز محتوای پیام زبان فرانسه عوض نمی‌شود.

    اکنون لازم است مشخصه‌های نوای گفتار[۳۷] ( رتیم، آهنگ، تکیه و فشار) نیز که نقش بسیار بزرگی در تغییر معنی پیام ایفا می‌کنند، به تعداد واحدهای « تمایز دهندة»[38] صوتی که تشخیص رقم آنها آسان است و به منزله مواد خام سخن[۳۹] به شمار می‌آیند، افزوده شود. مثلاً جملة [ileparti] « او رفت» وقتی با آهنگ خیزان[۴۰] بیان شود جمله سوالی است و اما چنانچه با آهنگ افتان[۴۱] به زبان آید، جمله خبری است و در هر دو مورد معنی آنها یکی نیست.

    زبان چینی و برخی از زبان‌های آفریقایی در شمار زبان‌های نواخت‌دار[۴۲]   Langues à tonsآمده‌اند. در اینگونه زبان‌ها طول نسبی بعضی از مصوت‌ها ارزش خاصی دارد، بدین معنی که در هر زبانی چندین آهنگینه intonème ( واحدهای بسیار کوچک آهنگین معنی‌دار) یافت می‌شود که وقتی به جمله‌ای اضافه می‌شود، معنی آن جمله را تغییر می‌دهند. پیر دولاتر[۴۳] زبان‌شناس معاصر فرانسوی برای زبان فرانسه ده آهنگینه بر شمرده که در بالا به دو نمونه آهنگ خیزان و آهنگ افتان اشاره شد. حقیقت این است که زبان‌شناسان در مورد ارزش آهنگینه‌ها اتفاق‌نظر ندارند و ارزش تمایز دهندة واج‌ها را در مورد آهنگینه‌ها معتبر نمی‌شمارند. البته باید گفت که همه آنان دربارة ارزش اصلی مشخصه‌های نوای گفتار ( پدیده‌های زبر زنجیری)[۴۴] در زبان گفتاری با هم توافق دارند.

     قابل توجه است که نشان دادن این گونه پدیده‌ها در خط عملی نیست و علایم نقطه‌گذاری نیز بسیار مختصر بوده و چندان اطلاعات دقیقی از آن‌ها به دست نمی‌دهد.

    با آنچه اجمالاً درباره‌عناصر صوتی تکلم (واج گونه، آهنگینه) از نظر گذشت، موضوعی را مورد بررسی قرار دادیم که  آندره مارتینه[۴۵] ( زبان شناس شهیر فرانسوی) آن را تجزیه دوم زبان نامیده است. همان طور که قبلاً نیز گفتیم « تجزیه دوم زبان»[46] فاقد معنی است و از محتوای معنایی برخوردار نیست. البته چندین بار نیز تلویحاً از معنی صحبت کردیم و به نکته‌ای اشاره کردم که گروه واج‌های زبان با یکی از واحدهای معنی‌دار زبان مطابقت‌داشت ( معنی کلمه‌های dire «گفتن» و ride «‌چروک» هرگز از سه واجی که آن دو کلمه را ساخته‌اند، به دست نمی آید) یا با یک واج منفرد که برحسب وضع قرار گرفتن آن در زنجیرة گفتار به طور قرار دادی از معنی خاصی برخوردار می‌شود. مثلا واج [a] در دو جملهIl va à la pêche   و Il a une auto[47] دارای دو معنی متفاوت است. علاوه بر آن، در جمله دوم این مصوب با دو صامت نیز ترکیب شده و دو هجای مستقل معنادار[va]  و [la] را به وجود آورده است.

    واج آرایی صامت و مصوت‌ها به صورت واحدهای معنی‌دار زبان ملفوظ ( تکلم) که آندره مارتینه آن را تجزیة اول[۴۸] نام نهاده است، موجب می‌شود که یکی دیگر از جنبه‌های صرفه‌جویی و اقثصاد زبان مشهود گردد. همان تعداد صامت و مصوت چنانچه به گونه‌ای دیگر واج آرایی شوند، معنی دیگری خواهند داشت. این چنین است که می‌توان در هر زبان تقریباً از ۴۰ واج استفاده کرد و بی‌نهایت جمله تولید کرد. این مساله دقیقا ارزش نمادی زبان ( تکلم) را آشکارتر می‌سازد. شکی نیست که به سبب قرار دادی بودن[۴۹] محض، شکل خاصی از واج آرایی صامت‌ها و مصوت‌ها در یک زبان موجب می‌شود که معنی خاصی از آن اراده شود. اگر چنین نبود، پس چرا، اسب حیوان نجیب و رام شده دست بشر در جوامع گوناگون به صورت‌های مختلف, [kabaljo] , [hors] , [∫val] [kal] ,[pferd] نامیده[۵۰] شده و این چند مثال هم منحصراً از چند زبان هم خانواده هند و اروپایی ذکر شده است. بنابراین به خوبی روشن است که به خاطر همین قرار دادی بودن محض، طبق تجزیه و تحلیل مشهور فردینال دوسوسور ( زبان‌شناس بزرگ سویسی)[۵۱]، بین دال ( لفظ، آوانگارهle signifiant  ) و مدلول ( معنی، مفهوم le signifié)در ذهن گویندگان آن زبان ارتباطی و آشکار و روشن ایجاد می‌شود. در این مفهوم می‌توان گفت که علامت زبانی ماهیتی اختیاری[۵۲] دارد.

    تا اینجا، درباره ریشه طبیعی زبان انسان به اندازه کافی بحث و بررسی شد. اما لازم است به پدیده نام آواها (les onomatopées) نیز اشاره‌ای شود که یکی از پدیده‌های حاشیه‌ای زبان است. چنانچه به این پدیده توجه شود می‌بینیم که اسم صوت‌ها نیز کاملا جنبه اختیاری دارند. زیرا فرانسوی‌ها آواز خروس را [kokoriko] وانگلیسی‌ها هم همان آواز را[kokldu:dldu:]  می‌شنوند![۵۳]….

    جمله فرانسه[ilvaalapD∫][54] ( در این جمله پدیده‌های زبر زنجیری یا نوای گفتار و یک قوس موسیقیایی[۵۵] به واج‌های جمله پیوند خورده است) که از ده واحد صوتی ( ده واج) ساخته شده، خود از ۵ واحد معنی‌دار   [il] [va], [a], [la], [pD∫] تشکیل شده است. افراد عادی خواهند گفت که در این جمله ۵ کلمه قابل تشخیص است ، به ویژه اگر چنین افرادی در دوران تحصیل خود به خط زبان فرانسه عادت کرده باشند.

    اما برای زبان‌شناس دادن تعریفی از کلمه بسیار دشوار است مثلا آیا مجموع چند کلمهau fur et à la mesure  (به تدریج) را باید یک کلمه به حساب آورد یا ۵ کلمه؟ با این وصف می‌بینیم که تعریف کلمه مشکل است و برای همین است که زبان‌شناس از واژه‌های مخصوصی بهره می‌جوید تا از ابهام برش خطی پرهیز کند: زبان‌شناسان در این باره از واژ[۵۶] lexème  یا واژهlexie [57]( مرکب یا ساده) استفاده می‌کنند. اما چنانچه واحدهای معنی‌دار زبان را با هم مقایسه کنیم، به تمایز دیگری دست می‌یابیم. به طور مثال واحد معنایی « pêche » در جملة بالا فعالیت دقیقی را در ذهن آدمی مجسم می‌کند که هدف آن ماهیگیری است. و اما برعکس، واحد معنایی la هیچ چیزی را در ذهن مجسم نمی‌کند. با این همه می‌دانیم که وجود واحد  laلازم است تا جمله در نظام زبان فرانسه به عنوان جمله «درست» پذیرفته شود. و اما کلمه دستوری چیست؟ در این مورد لازم است گفته شود که کلمه دستوری[۵۸] mot grammatical به منزله ابزار ساده‌ای است و به همین جهت اصطلاح « کلمه ابزار»  ( mot-outil ) به کار می‌رود تا کلمه دستوری را از یک واحد واژگانی متمایز می‌کند.

    حال که نظام واجی زبان جدا مورد بررسی قرار گرفت، اکنون دو زمینه واژه‌ها ( واژگانlexie  ) و دستور قابل بررسی است وگمان می‌رود که واحدهای معنی‌دار زبان در این دو زمینه خلاصه می‌شود.

    لازم به یادآوری است که قلمرو دستور زبان تنها به فهرست کلمه‌های دستوری محدود نمی‌شود. چنانچه یک نفر فرانسوی زبان به جای آن که به شخص دیگری فرمان دهد و بگوید [travaj][59] ، خود نیز بخواهد در انجام کار شرکت کند، می‌گوید [travajõ]در اینجا یک مصوت غنه‌ای [õ] با یک واحد صوتی به آن جمله اضافه شده است. بدیهی است که با افزوده شدن همین واحد صوتی معنی جمله اول گوینده عوض شده است. زیرا گوینده به جای فرمان دادن به مخاطب خود، شخصا نیز به مخاطب اعلام می‌کند که می‌خواهد همراه با او کار کند. چنانچه به ساختمان این جمله توجه کنیم، می‌بینیم که این تغییر معنا با افزوده شدن یک کلمه معنی‌دار به جمله، حاصل نشده است و به علاوه این واحد صوتی را نمی‌توان از جمله جدا کرد و آن را به عنوان یک واحد معنی‌دار مستقل به حساب آورد.

     باید دانست که آنچه به جملة‌دوم افزوده شده، یک عنصر دستوری ( مصوت غنه‌ای ۵) بوده و معنی جمله را تغییر داده است. بعضی از زبان‌شناسان به این گونه عناصر اضافی واژک چسبان morphème lié می‌گویند، از این جهت که بتوان بین واژک چسبان و واژک‌های گوناگون یا واحدهای دستوری دیگر تمایز حاصل شود.

    این نیز یکی دیگر از جنبه‌های صرفه‌جویی و اقتصاد زبان است که مورد تأیید همه است. برای روش‌تر شدن موضوع مثال دیگری می‌زنیم، مفرد و جمع، مونث و مذکر و تقابل آن‌ها، شخص، ازمنه و وجوه افعال و امثال آن در زبان‌های مختلف وجود دارد و همة این زبان‌ها به عنوان زبان‌های پر نشانه، پسوند و پیشوند می‌پذیرند یا در میان واحدهای واژگانی به کار می‌آیند و همین مسأله است که دقیقاً موضوع صرفه‌جویی و اقتصادی زبان را در رابطه با نظام آن زبان به وجود می آورد. در اینجا لازم است به یکی دیگر از مشخصات نظام دستور زبان اشاره شود و آن نقشی است که جایگاه واحدهای معنایی در زنجیرة گفتار ایفا می‌کند.

     مثلاً در مثال بالا چنانچه واژک [õ] را در جلوی همان کلمة [+travaj] قرار دهیم، این عبارت [õ travaj] درست می‌شود که معنی آن با عبارت قبلی به کلی تفاوت دارد. با یک مثال دیگر موضوع را روشن‌تر بیان می‌کنیم. همان جملة Il va à la pêche را در نظر می‌گیرم و آرایش دیگری به کلمه‌های این جمله می‌دهیم، این بار معنی جمله به کلی به هم می‌ریزد. باید گفت که در جملة‌ به هم ریخته à va il la  pêcheاین آرایش از هر لحاظ بی معنی است. اما برعکس در بعضی موارد دیگر، تغییر آرایش جمله و به هم خوردن نظم کلمه‌ها در جمله‌ سبب تغییرات بنیادی در معنی جملةاولی می‌شود چنانچه به ترکیب کلمات و ساختمان دو جملةPierre a battu Paul  « پیر پل رازد» و Paul a battu Pierre « پل پیر را زد» توجه کنیم، می‌بینیم  که با جابه‌جا شدن دو کلمه  ( فاعل و مفعول) در آن دو، معنی هر دو جمله عوض شده است. بنابر این باید گفت که نحو زبان هم دارای معنی است و می‌توان معنی نحوی Sens syntaxique جمله را به معنی واژگانی le sens lexical آن جمله افزود. در مثال بالا دیدیم که معنی نحوی جمله معنی واژگانی آن را تغییر می‌دهد و گاهی هم آن را تکمیل می‌کند. لازم به ذکر است که تغییرات صرفی زبان با قوانین نحوی آن چنان به هم آمیخته است که علم زبان شناسی جدید ترجیح می‌دهد هر کدام را جداگانه بررسی کند. بدین ترتیب برخی از زبان شناسان از صرف و نحو سخن به میان می‌آورند و بعضی نیز از نحو زبان. وقتی از نحو زبان صحبت می‌شود، مقصود تمام قوانینی است که بر نظام دستوری آن زبان حاکم است و اساساً کلید کارکرد آن زبان را به دست می‌دهد.

    شاید، این بررسی و تجزیه و تحلیل اجمالی به ما امکان داده باشد تا دقیقاً بفهمیم حرف زدن چیست؟ حرف زدن عبارت است از به کاربردن تعداد معدودی علایم صوتی (صامت و مصوت و…) برای تولید تعداد نامحدودی پیام زبانی معنی‌دار که شنوندگان اهل زبان همان اجتماع همزبان ( جرگه زبان، جماعت همزبان) می‌توانند آن پیام‌ها را کشف کنند. به طور کلی کشف پیام وتولید آن میسر نیست مگر با به کاربستن ( که معمولا ناخودآگاه است) مجموعه‌ای بسیار پیچیده از قوانین نحوی و صرفی[۶۰]، قوانین تقابل‌ها، قوانین گشتاری[۶۱] و توزیعی[۶۲] زبان به ترتیبی که در زنجیره گفتار می‌آیند. نقش اساسی تکلم، این فعالیت زبانی که خاص انسان می باشد، آن است که برقراری ارتباط انسان‌ها را با همنوعان خود آسان سازد.

    فراگیری طبیعی تکلم، این ابزار شگفت آور برقراری ارتباط بشر، موضوع بررسی فصل بعدی این کتاب خواهد بود.

     (رجوع کنید به فراگیری تکلم، دانشگاه انقلاب شمارة ۲۸)



     

     





    1_ CE Denis GIRARD, Les langues vivantes, enseignements et pédagogie. Larousse, Paris, 1974 (Voir chapitre II):

    عنوان اصلی فصل اول کتاب  Parler une langueبوده و در ترجمة این مقاله کوشش شده است تا بعصی از اصطلاحات دشوار و تازه به زبانی ساده در حاشیه توضیح داده شود.البته در برگردانیدن آن به فارسی، سبک نویسنده به دلایل معناشناسی و ساختمان جمله‌های پیچیده فرانسه فدای معنای مطالب علمی پیام شده است(م).

    [۲] - رابله: از مشاهیر علمای فرانسه بود. در سال ۱۴۸۳ میلادی در شینن متولد شد و در سال ۱۵۵۳ میلادی وفات یافت. ابتدا در زمرة راهیان بود و سپس این طریقه را ترک گفته و در دانشکده پزشکی مونتپلیه به تحصیل طب اشتغال ورزید. سپس به رم رفت و دوباره در سلک راهیان درآمد. اما در آثار خود راهیان و آیین نامه را استهزاء می‌کرد. از این‌جهت مطالعه بعضی از تألیفاتش پس از مرگ آشکار شد ( لغت نامه دهخدا).

    [۳]_ La faculté du langage:

    « در واقع قوه نطق توانایی ذاتی برای کسب زبان است، به بیان دیگر کودک تنها به سبب دارا بودن قوه نطق است که در سنین کسب زبان در هر محیط زبانی قرار گیرد. زبان اطراف خود را کسب می‌کند». رجوع کنید به مشکوة الدینی، آغاز زبان شناسی جدید، فرخنده پیام مجموعة مقالات تحقیقی علمی، انتشارات دانشگاه مشهد شماره ۷۴ ص۵۷۵».

    [4] - تکلم یک پدیده اجتماعی است و انسان آن را در محیط اجتماعی خود به روال طبیعی از اطرافیان فرا می‌گیرد و با آنان نیز ارتباط برقرار می‌کند. این موضوع در فصل دوم این کتاب تحت عنوان نیمزبان و رشد واژگان کودک،‌بررسی شده است.

    [۵]_ Le Quotient intellectuel = QI

         OI= 100*



    100*

    [6] - کودن و کم هوش‌ترین کودکان چنانچه به هنگام تولد از نظر شنوایی و جسمانی سالم به دنیا آمده باشد، در محیط اجتماعی ودر معرض زبان محیط، زبان مادری یا زبان محیط را به خوبی اطرافیان خود یاد می‌گیرد، حال آن که تلاش دانشمندان در مورد آموختن زبان انسان به شمپانزه‌ها که از تیز‌هوش‌ترین میمون‌ها به شمار می‌روند، با موفقیت چندانی روبه‌رو نبوده است. در مورد آموزش زبان انسان به میمون‌ها پژوهش‌های خانم و آقای کلوگ و زن وشوهری به نام گاردنر و دکتر پرماک استاد کرسی روانشناسی دانشگاه کمبریج قابل ذکر است. نتایج به دست آمده از تحقیقات دانشمندان نشان داده است که فراگیری تکلم در میمون‌ها بسیار محدود بوده است، بدین معنی که فراگیری تکلم در میمون‌های مورد آزمون در مقایسه با کودکان ( یادگیری ۱۹ ترکیب در ۲۶ ماه در برابر ۲۵۰۰ ترکیب که کودکان در همین مدت می‌آموزند) بسیار ناچیز است. به طور کلی در مقایسه با سطح شناختی و عقلی کودکان ۲ تا ۳ ساله، قدرت و توانایی میمون‌ها در این مورد از حد معینی تجاوز نمی‌کند…. برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به فراگیری تکلم، فصل دوم کتاب زبان‌های زنده، آموزش و آموزش‌کاوی، نگارش دنی ژیرار، ترجمة الله وردی آذری نجف آباد، ماهنامة دانشگاه انقلاب، شمارة ۲۸، مهرماه ۱۳۶۲٫

    [۷] - واژة تکلم در این مقاله در مفهوم زبان ملفوظ به کار رفته که همان زبان انسان است.

    [۸] - جانوران همه مجهزند به ابزار برقراری ارتباط و گاهی این ابزار ارتباطی بسیار دقیق می‌باشد و همه با کمک همین ابزار با همسانان خود ارتباط برقرار می‌کنند.بنابراین صرف نظر از جانداران تک یاخته‌ای و باکتری‌ها که از طریق بازتاب‌هایی بین خود ارتباط برقرار می‌کنند و این مسأله مورد اشاره مؤلف می‌باشد، باید گفت که حشرات نیز با فرستادن و دریافت علامت‌هایی با هم ارتباط برقرار می‌کنند. رجوع کنید به فیزیک پزشکی فصل دوم ورای صوت ص ۲۹۷، پرفسور آندره استرول، مترجمین دکتر خدا دوست و… انتشارات دانشگاه تهران شماره مسلسل ۲۳۷۳٫

    [۹]_ Systèmes de communication visuels ou sonores.

    [10]_ K. VON. FRISCH, Uber die "Sparache" der bienen: Einen tierpsychologische Untersuchung (Jena, Fischer, 1923).

    11_ Coursed’eté OTAN-NATO, Frascati, Italie, 26 sêpt. 30 oct. 1966, Animal Sonar Systems Biology and Bionics; trad, fr. Les Systèmes sonars animaux, Biologie et bionique (Jouy- en- Josas, I.N.R.A.-C.N.R.S., 1967; 2 vol.).  

    [12]_ Une communication animale

    [13]_ Une forme vocale

    [14]_ "Languages"

    [15]_ Un simple code

    [16]_ Le code de la route

    [17]_ Le code de la mer

    [18]_Cette riche et complexe combinatoire des signes linguistiques

    [19]_ L’appareil phonatoire=  اندام‏های گویایی

    [۲۰]_ La loi d’économie:

    برای اطلاع دقیق‌تر درباره قانون صرفه‌جویی و اقتصادی زبانی،‌رجوع کنید به منبع شماره ۴۵ صفحه‌های ۱۱۶ و ۱۱۷ مخصوصاً « قانون کم‌کوشی».

    [21]_ Les bandes de fréquence

    [22]_ Les signes diacritiques: o , ö, ü, ä, ë, ï, ŝ. 

    [23]_ La chaîne sonore

    [24]_ La même communauté linguistique

    [25]_ Les oppositions phonologiques

    [26]_ Les trois composantes

    [27]_ La sifflante

    [28] _ بخاطر کیست این مارهایی که روی سر شما سوت می کشند؟ نسیم شبانگاه روی «جلجال» موج می زند (جیل جال یا جال جالا در ارض کنعان یا سرزمین فلسطین بین بخر المیت و دریای مدیترانه واقع بوده است) (م).

    [۲۹]_ La fonction distinctive

    [30] - در زبان فارسی نیز کلمه‌های پر [por] و پور [pur] معنی واحدی ندارند.(م)

    [۳۱] - صامت‌ها و مصوت‌ها برحسب زبان‌ها متغیر است مثلاً زبان فارسی دارای ۲۹ واج است که از ۶ مصوت و ۲۳ صامت تشکیل شده است. برای اطلاع بیشتر از ساخت آوایی زبان فارسی رجوع کنید به مشکوه الدینی، مهدی، ساخت آوایی زبان مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد. شماره اول و دوم سال پانزدهم بهار و تابستان ۱۳۶۱ صفحه‌های ۲۵۷ 280 و اما واج‌های بعضی اززبان‌ها خیلی بیشتر است مثل لهجة کردی سقز که ۳۹ واج تمایز دهنده دارد که ۹ واج آن مصوت و ۳۰ واج صامت‌اند. رجوع کنید به وثوقی، افضل، ساخت آوایی زبان کردی ( لهجة سقزی) و مقایسة اجمالی آن با فارسی‌ معاصر، مجلة‌دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد شمارة دوم سال پانزدهم، تابستان ۱۳۶۲ هجری شمسی، صفحه‌های ۲۵۷ تا ۲۸۴٫

    [۳۲] - دو صدای غ و ق در زبان عربی دو واج متمایز است و در کلمات قریب ( نزدیک) و غریب ( بیگانه) سبب تمایز معنایی می‌شود واما هر دو در فارسی یک واج یا دو واج گونه به شمار می‌روند.

    [۳۳] - در زبان فارسی نیز دو گروه صوتی آخر کاملاً بی‌معنی است، حال آن که دو گروه صوتی اول معنی دارند(م).

    [۳۴]_ Glissements, frottements, vibrations, explosion …

    [35]_ La durée des vovelles

    [36] - تایلند با نام رسمی پادشاهی تایلند و با ۵۱۴۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت در نیمکرة شمالی نیمکرة شرقی، در جنوب شرقی قاره‌آسیا در کنار خلیج سیام و دریای آندومان واقع است. نام سابق آن سیام بوده و پایتخت آن بانکوک است جمعیت این کشور در سال ۱۹۷۹ بالغ بر ۱۴۰۰۰/۴۶ بوده و زبان‌های رایج آن تایی Le  thaï یا تایلندی و چینی است.

    [۳۷] - برای آگاهی بیشتر در مورد مشخصه‌های پدیده‌های زبر زنجیری زبان فارسی رجوع کنید به نوای گفتار ( تکیه، آهنگ، مکث) در فارسی از نقی وحیدیان کامکار دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز، انتشارات دانشگاه اهواز آذرماه ۱۳۵۷، نشریه شماره ۹/۱۱۵٫

    [۳۸]_ Les unités discrètes

    [39]_ Les materiqux bruts de la parole

    [40]_ L’intonation montante

    [41]_ L’intonation descendante

    [42] - زبان‌های ژاپنی، سوئدی و چینی از زمره زبان‌های نواخت‌دار به شمار می‌روند. ژاپنی دو نواخت و چینی چهار نواخت و زبان‌های نروژی و سوئدی هر کدام دو نواخت دارند:

    ۱- در زبان ژاپنی دو نواخت وجود دارد. یکی از این نواخت بلند است و دیگری نواخت عادی است که هر دو موجب تمایز معنائی واژه می‌شود. مثلا در صورتی که کلمة (hana) روی هر دو هجای آن با یک نواخت عادی به زبان آید، به معنی « بینی» است و اما چنانچه همین کلمه با یک نواخت بلند روی هجای اول (‘hana) تلفظ شود به معنی « آغاز» است و اگر نواخت بلند به هجای دوم آن کلمه انتقال یابد (ha,na) تلفظ می‌شود و به معنی « گل» است.

    ۲ زبان چینی شمالی نیز چهار نواخت متمایز دارد که عبارتند از نواخت سادة بلند، نواخت خیزان بلند، نواخت خیزان کوتاه و نواخت افتان کوتاه. مثلا در کلمه ma چنانچه با نواخت ساده بلند /ma1/ تلفظ شود و به معنی « مادر» است و چنانچه با نواخت خیزان بلند/ma2/  به زبان آید به معنی «شاهدانه» است و اما اگر همان کلمه با نواخت خیزان کوتاه/ma3/ به تلفظ درآید، معنی « اسب» دارد و چنانچه بانواخت افتان کوتاه /ma4/ به گفته درآید، به معنی «بز» است.

    ۳- زبان سوئدی و نروژی نیز دارای دو نواخت است. البته، کلمه لااقل باید دارای دو هجا باشد. مثل دو کلمه buren1 و buren2 که کلمه اول به معنی « قفس» و کلمه دوم به مفهوم اسم مفعول مصدر « حمل کردن» است. به طور کلی در کلمه‌هایی که زیر تکیه اول قرار دارند، هجای اول از هجای دوم بلندتر است و اما کلمه‌هایی که زیر تکیة دوم قرار می‌گیرند، تلفظ هجای دوم بلندتر از هجای اول است یعنی هجای تکیه دار فشار بیشتری می‌پذیرد. مثلاً چنانچه هجای اول کلمه   tanken1بلندتر تلفظ شود، به معنی « تانک نفت» است و اگر هجای دوم  tanken2 بلندتر ادا شود، به معنی « فکر» است و همان طور کلمة komma1 «ویرگول» که همان هجای اول بلندتر از هجای دوم تلفظ می‌شود و  komma2 « آمدن» که هجای دوم از هجای اول بلندتر است و فشار نیز پذیرفته است. ( نقل به ترجمه آزاد از فرهنگ زبان‌شناسی ژان دوبوا، لاروس ۱۹۷۳). (م)

    [۴۳]_ P. DELATTRE, L’intonation par les oppositions, dans Le francais dans le monde, n°4, (avril-mai 1969).

    [44]_ Les éléments supra-segmentaux

    [45]_A. MARTINET, Eléments de linguistiques générale (Paris, A. Colin, 1971)

    [46]_ La deuxième articulation.

    [47] - او به ماهیگیری می‌رود. او یک ماشین سواری دارد.

    [۴۸]_ La première articulation:

    تجزیه اول و تجزیة دوم زبان به « تجزیه دو گانه» معروف است. آندره مارتینه تجزیه دو گانه را هسته اصلی تعریف خود از زبان قرار داده است و البته باید دانست که این مفهوم یکی از مفاهیم بنیادی در زبان‌شناسی ساختگرایی نیز می‌باشد. برای آشنایی بیشتر با دید ساخت‌گرایان امریکایی، رجوع کنید به نگاهی تازه به دستور زبان، باطنی محمد رضا، انتشارات آگاه تهران 1356 ( صفحه‌های ۹۰ تا ۹۷).

    [۴۹]_ La pure convention

    [50] - چون علایم زبانی در زبان‌های مختلف قراردادی است لذا به همان حیوان در زبان فارسی « اسب» در عربی « فرس» و در زبان ترکی ‌«آت» می‌گویند… (م)

    [۵۱]_ F. DE SAUSSURE, Cours de Linguistique générale (Lausanne-Paris, 1916; nouv. éd. Paris, Payot, 1967).

    [52] - هر علامت زبانی دارای دو رویة دال و مدلول یا لفظ و معنی است. طبق نظریة علامت که سوسور ارائه داده، دال عبارت است از صورت واقعی ( ذاتی، مادی) علامت که گوش آدمی آن را دریافت می‌کند و می‌شنود. سوسور آن را آوانگاره Image acoustique نامیده که با یک مفهوم مرتبط است و مدلول  یا معنی و ارزش آن علامت را در بر می‌گیرد. پس دال یک صدا، یک تکه صوت و یا یک رشته صوت اس که زنجیره‌وار به هم وصل شده‌اند که در این صورت می‌توانیم آن‌ها را به واحدهای کوچک‌تری به نام واج تقسیم کنیم. دال (‌لفظ) همیشه خطی و در طول خط نوشته می‌شود. اجزاء آن زنجیره‌وار پشت سر هم می‌آیند و هرگز همزمان با هم ظاهر نمی‌شوند. دال ( لفظ) در زبان‌های مختلف اختیاریarbitraire  و قراردادی است و همیشه با مدلول ( مفهوم و معنی) خود جوش می‌خورد….(م).

    [۵۳] - با آن که بانگ خروس در همه جای دنیا یکنواخت است، ولی فارسی زبانان صدای خروس را قوقولی‌قوقو، عرب زبانان خوزستان آن را عیوعیو ( جوجه خروس) یا عه‌عع عی عو ( خروس) و ترک زبانان قوچان قی قلی قوقو، زنجانی‌ها قی‌قلی قو، ترک زبانان سامان قی‌قی قوقو، فارسی زبانان لهجة دزفولی قاقله لقی و نهاوندی‌ها هم آن را قی قی لی قوقو می‌شنوند. (م)

    [۵۴]_ Il va à la pêche.

    [55]_ Une Ligne mélodique

    [56] - تکواژ monème از اصطلاحات زبان‌شناسی است. آندره مارتینه انواع تکواژ را به دو دسته تقسیم کرده است:

    الف: تکواژهای واژگانی که با واژ lexème هم معنی به کار رفته است فهرست واژها ( = تکواژهای واژگانی) باز و تعداد آن در تمام زبان‌ها بیشمار است. برای روشن شدن این نکته، چمله فارسی ما چند جلد قرآن مجید به شاگردان کلاس پنجم ابتدایی هدیه داده‌ایم را در نظر می‌گیریم. این جمله مرکب است از چند تکواژ دستوری و چندین تکواژ واژگانی ( = واژ) مرز آن‌ها را با خط تیره مشخص می‌کنیم: ما چند جلد قرآن مجید به شاگرد  - ان کلاس پنج ام ابتدایی هدیه داده‌ایم. طبق تعریف آندره مارتینه نه تکواژ جلد قرآن مجید شاگرد کلاس پنج ابتدایی هدیه داده‌- ایم. همه در طبقة تکواژهای واژگانی قرار می‌گیرند و فهرست آنها باز است. و اما بقیه‌ ما چند ….. ( علامت اضافه که چهار بار در تلفظ جمله وجود دارد ) به آن ( علامت جمع) ایم ( ضمیر فاعلی اول شخص جمع ) ام ( در کلمه پنج) که همه در طبقة تکواژهای دستوری قرار دارند و آندره مارتینه آن‌ها را اصطلاحاً  « واژک» morphème  می‌نامد. باید دانست که فهرست واژک‌های زبان‌ها بسته است، یعنی تعدادشان بسیار محدود است(م).

    [۵۷] - کلمه‌هایی مانند ما بخوریم قبل پیچ گوشتی آسودگی بتدریج سرتاسر هر کدام یک واژه محسوب می‌شوند. واژه چند نوع است:

    واژه ساده که معنی آن با کلمه یکی است مثل، تنبل، ملی، قلم، کلید، اسب و…

    واژه مرکب: قلم تراش، تخته کار، قلم دان.

    واژه مرکب از چند کلمه‌: سیب زمینی، راه‌آهن، ماشین رخت‌شویی، ترمیم کردن، کتابخانه و (م)

    [۵۸] - کلمه‌های تو، ما، شما، این، همه، که، هر چند، اگر، با آن که، زیرا، چون، که، ات، اش، در زمرة کلمه‌های دستوری به شمار می‌آیند…(م)

    [۵۹] - اول شخص فعل امر Travailler است به معنی « کار بکن».

    [60]_ Lois de groupement

    [61]_ Lois de transformation

    [62]_ Lois de distribution

     
    ۱۷ مرداد ۱۳۸۹

    زبان آموزی کودک

    ۱۵ مرداد ۱۳۸۹